عجله کار شیطون نیست

عجله کار شیطون نیست!

آخرین باری که توی مسابقه‌ای شرکت کردم یادم نیست؛ آخرین باری که جایزه گرفتم و حتی آخرین جایزه‌ای که گرفتم هم در خاطرم نیست.
چند وقت پیش آقای عادل طالبی مسابقه‌ای در زمینه تولیدمحتوا ترتیب دادن که وارد جزئیاتش نمی‌شم.
فرصت کم بود و من هم عازم سفر، جوری که دو سه ساعت بعد از اینکه با عجله متن رو نوشتم و ارسال کردم، توی جاده بودم.
من علاوه بر مسابقه و جایزه، آخرین باری که هیجان از نوع مثبتش رو تجربه کرده بودم هم یادم نبود اما یک ساعتی که منتظر بودم نتایج مسابقه اعلام بشه، باعث شد یکم تنوع توی زندگی دانشجویی یکنواخت چند وقت اخیرم به وجود بیاد.
نتیجه همونی بود که فکرش رو می‌کردم، جزو ده پونزده نفر اول بودم (داوری جای بحث داشت) و جایزه هم یک کتاب قرار بود بهم برسه، حتی اینکه چه کتابی قراره برسه دستم خودش برام جالب بود.
امروز پست، کتاب هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی رو انداخته بود توی حیاط، برش داشتم و قبل از هرکاری ازش عکس گرفتم تا بهونه‌ای باشه برای اینکه وبلاگ متروکه خودم رو هم آپدیت کرده باشم.
این همه نوشتم که به خودم یادآوری کنم دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است، کار عجله‌ای کردن بهتر از هیچ‌کاری نکردنه (و واقعا عجله کار شیطون نیست!)، جلو رفتن بهتر از درجا زدنه.
خیلی راحت می‌تونستم نبود وقت کافی یا وجود شرکت‌کننده‌های با استعدادتر رو بهونه کنم و بیخیال بشم، مثل خیلی کارهای دیگه‌ای که توی مسیر زندگی بیخیالشون شدم، اما اینکار رو نکردم. خواستم بگم شما هم اینکار رو نکنید.
تشکر از جناب عادل طالبی گرامی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *