قوانین دانشگاه آزاد

راه حل رفع تمام مشکلات دانشگاه آزاد

دیروز تصویری در گروه و کانال‌های دانشگاه منتشر شد، یکی از جدیدترین قوانین دانشگاه آزاد کرج، مبنی بر اینکه ورود خروج از درهای دانشگاه تنها با وجود کارت دانشجویی امکان‌پذیر است و پیامک اطلاع‌رسانی آن نیز به اولیا شما ارسال خواهد شد:

قوانین دانشگاه آزاد

در یکی از گروه‌ها بحث داغ بود، شروع کردم به خواندن نظرات دانشجوها.

یکی می‌گفت شماره اولیا ما را از کجا آورده‌اند؟ طفلی برای دانشگاه رفتن انقد ذوق داشته حتی فرم‌های ثبت‌نام دانشگاه را مطالعه نکرده و اصلا یادش نبوده در آن‌ها چه بوده و چه نبوده، فقط پر کرده و زیرش امضا و اثر انگشت زده و تمام. حالا با حسی هرکول پواروآنه، در گروه تلگرامی دانشگاه آزاد کرج در تلاش برای احقاق حقوق چند هزار دانشجوی آن‌جا حاضر شده. اگر این را می‌خوانی، از راه دور باید بگویم بوس.

دیگری می‌گفت بجای هزینه فراوان برای نصب گیت و ارسال پیامک، برای کلاس‌ها صندلی تهیه کنند که وقتی در کلاس سی نفره، هفتاد دانشجو ثبت‌نام شده، جا برای نشستن داشته باشند. ایشان هم خبر نداشت دانشجوهای ما به قدری شیفته علم و تحصیل هستند، حتی حاضرند سر پا، گاهی پشت در کلاس و گاهی از آلاچیق‌ها و از راه دور با فصای علمی کلاس در ارتباط باشند و نیازی به صندلی برای نشستن ندارند. تازه بیرون کلاس هوا خنک‌تر هم هست.

اما موردی که توجه من را به خود جلب کرد و شیفته تفکرات و قاطعیت این شخص شدم، آن بود که گفت «من دانشجوی بیست و چند ساله که به سن قانونی هم رسیدم، حتی اراده رفت و آمدم به دانشگاه را ندارم و باید ورود و خروجم به اطلاع اولیا برسد؟ اینجا را کرده‌اند زندان، حتی نمی‌توانیم با خیال راحت از دانشگاه خارج شویم.»

اگر توجه کنید این دوست گرامی با بیست و چند سال سن که به سن قانونی هم رسیده است و حتما قصد هم دارد روی پای خودش بایستد، حتی جرئت این را نداشته به پدر و مادر خود بگوید قرار نیست به دانشگاه برود و حالا مسئولیت این جربزه پایین خود را گردن مسئولین دانشگاه انداخته و حتی یک درصد فکر این را نکرده که اگر اختیارش دست خودش است، چرا از یک پیامک ساده که به دست اولیا خواهد رسید انقدر واهمه دارد؟

ما در اینجا با جامعه فرهیخته‌ای در هم آمیخته شدیم که قصدش از ورود به دانشگاه، خروجش از آنجاست و قاعدتا آینده مملکت نیز به دست همین نبخگان شیفته علم و اختیار گردانده خواهد شد.

حالا راه حل رفع تمام مشکلات دانشگاه آزاد در دستان من است.

بهتر نبود به جای این همه خرج و در بوق و کرنا کردن مکانیزه کردن سیستم ورود و خروج دانشجویان، تعداد بیشتری نگهبان یا همان انتظامات استخدام می‌کردند تا با دقت بیشتری سایز پاچه شلوار خانم‌ها و آستین آقایان بررسی شود؟

در این مورد، کارآفرینی هم شده بود و چندین نفر مشغول به کار می‌شدند، روحیه شاغلین بهتر می‌شد، علم و تحصیل بیش از پیش رونق می‌گرفت، جرم و جنایت به طور چشمگیری کاهش پیدا می‌کرد و ما از رتبه دوم اقتصاد دنیا به صدر جدول صعود می‌کردیم. این همه اعتراض و بحث هم به جود نمی‌آمد.

حالا راه حل شما برای رفع مشکلات چیست؟ اصلا راهی بهتر داریم؟ مطمعنم این پیشنهاد من ردخور ندارد.

تا روزی دیگر و راه حلی برای رفع مشکلات اساسی جامعه، بدرود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *